على ربانى گلپايگانى
60
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
فرق ميان مشترك لفظى و معنوى الفاظ مشترك لفظى و مشترك معنوى از اين نظر كه بر مصداقهاى متعدد اطلاق مىگردند ، يكسانند ، مثلا لفظ آب ، هم بر آب مطلق اطلاق مىشود هم بر آب مضاف ، هم بر آب شيرين و هم بر آب شور ، لفظ شير نيز بر مصاديق مختلفى مانند : حيوان درنده معروف ، مايع خوراكى معروف و شير آب ، اطلاق مىشود ، لفظ آب مشترك معنوى و لفظ شير مشترك لفظى است ، ولى تفاوت مهم اين دو نوع اشتراك اين است كه در اشتراك معنوى ، لفظ در همه مصاديق يك معنا دارد ، اگرچه هر مصداقى داراى ويژگى خاصى از نظر وجود مىباشد ، لكن در مشترك لفظى معناى لفظ در هرمصداقى غير از معناى آن در مصداق ديگر است . معناى آب در همه مصداقها يك چيز است و آن مايع سيال و بارد بالطبع ( با ويژگى مشترك ديگر ) است ، ولى معناى لفظ شير در هرمصداق ، عبارت از واقعيت و ماهيت همان مصداق است ، يكى حيوان درنده و ديگرى مايع خوردنى ، و سومى مصنوعى از فلز مىباشد . بنابراين اگر كسى لفظ وجود را نسبت به مصاديق آن مشترك معنوى بداند ، در همه مصاديق يك معنا قائل است . مثلا « منشاء اثر بودن » و تفاوت مصاديق مربوط خصوصيات آن مصاديق است و اگر كسى وجود را مشترك لفظى بداند ، در مورد هر مصداقى ، معناى خاص براى آن قائل است و به عبارت ديگر معنى وجود در هر مصداق عين همان مصداق است . مثلا معنى وجود در جوهر غير از معنى آن در عرض است ، همانگونه كه ماهيت و هويت آن دو نيز با يكديگر متفاوت است . آيا اين مسأله بديهى است يا نظرى ؟ به نظر برخى از محققان ، مشترك معنوى بودن مفهوم وجود از مطالب بديهى است ، صدر المتألهين در اينباره مىگويد : « اما كونه مشتركا بين الماهيات فهو قريب من الاوليات » « 1 » مشترك
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 35 .